روایت ۵ اسیر زن ایرانی در زندان‌های بعثی + تصاویر

در مطلب زیر روایتی از زنان ایرانی اسیر در زندان‌های رژیم بعث عراق را می‌خوانید.

باشگاه خبرنگاران جوان ـ کمی دور از ذهن است که وقتی حرف از آزاده‌ها و اسرای جنگی به میان می‌آید، میان آن لباس‌های فرم زردرنگ معروف بچه‌های آزاده که وقتی عبارت‌های «اسرای دوران دفاع مقدس»، «آزاده‌های جنگ تحمیلی» یا چنین تعابیری را جست‌وجو می‌کنید، تصاویری از اسرای خانم را در آن حیاط‌های بی‌روح و خشک مشاهده کنید، اما واقعیت است که در میان ۴۲هزار و ۸۷۹آزاده، پنج نفر آن‌ها خانم بودند؛ حلیمه آزموده، شمسی بهرامی، معصومه آباد، خدیجه میرشکار و فاطمه ناهیدی که اولین بانوی اسیر بود و بهانه این گزارش که قرار است مفصل‌تر به آن بپردازیم.


بیشتربخوانید


اجازه دهید قبل از فاطمه ناهیدی، با چهار اسیر آزاده خانم دیگر به‌طور مختصر آشنا شویم:

خدیجه میرشکار؛ خوزستانی است. ۲۲ سال داشت که در ۷ مهر ۱۳۵۹ یعنی فقط چند روز بعد از شروع جنگ اسیر شد. دو سال اسیر دست بعثی‌ها بود و خیلی سختی کشید و درنهایت در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۶۲ آزاد شد.

معصومه آباد؛ ۱۷ سال داشت که در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۵۹ در ماموریت هلال‌احمر، در جاده ماهشهر به آبادان به اسارت نیرو‌های عراقی درآمد. ابتدا به اردوگاه مرزی تنومه و سپس به زندان‌های استخبارات و الرشید و بعد به اردوگاه موصل و الانبار انتقال داده شد و ۴۰ماه بعد در تاریخ ۱۲بهمن ۱۳۶۲ آزاد شد.

شمسی بهرامی؛ با آغاز جنگ تحمیلی به‌عنوان نماینده فرمانداری آبادان، مسوول تهیه گزارش و برآورد میزان خسارات وارده به مناطق بمباران شده بود. در ۲۳مهرماه۱۳۵۹ در روز‌های آغاز جنگ در جاده ماهشهر به آبادان به اسارت نیرو‌های بعثی درآمد و پس از تحمل ۴۰ماه اسارت در ۱۲بهمن۶۲ به میهن بازگشت.

حلیمه آزموده؛ بانوی پزشکی که در ۲۰سالگی در زایشگاه خرمشهر فعالیت می‌کرد. او تنها زنی بود که در خط‌مقدم به همراه تیم پزشکی به اسارت درآمد. مدت دو سال نام و نشانی از آزموده در هیچ‌جا نبود تا زمانی که پس از ۲۰ روز اعتصاب غذا اسامی حلیمه آزموده و سه بانوی دیگر را به صلیب سرخ تحویل دادند. تا اینکه درنهایت پس از گذشت ۴۰ماه اسارت به ایران بازگردانده شدند.

روایت ۵ اسیر زن ایرانی در زندان‌های بعثی

اولین زن اسیر دفاع‌مقدس
و، اما در کتاب اولین‌های دفاع مقدس که به همت محمد خامه‌یار گردآوری شده از فاطمه ناهیدی می‌خوانیم: بیستم مهرماه سال ۱۳۵۹ ساعت ۹ صبح در هنگامه آتش و خون، از میان رگبار گلوله‌ها و انفجار خمپاره‌ها، یک آمبولانس وارد خط مقدم جبهه خرمشهر شد تا به یاری رزمندگان مجروحی که در عرصه کارزار دفاع مقدس بر خاک و خون افتاده بودند، بروند. دختر پرستاری که سرنشین آمبولانس بود، همراه با چند رزمنده جوان خود را در محاصره سربازان عراقی دید، ساعتی بعد به اسارت درآمد. او که فارغ‌التحصیل رشته مامایی بود، آن روز، اولین زن امدادگر ایرانی بود که اسیر عراقی‌ها شد. بعد از هشت‌سال دفاع مقدس و گذشت سال‌ها، او به عضویت هیات‌علمی دانشگاه شهیدبهشتی تهران درآمد.

روایتی از زندگی فاطمه ناهیدی
فاطمه ناهیدی بعد از پیروزی انقلاب، نخست در اکیپ درمانی جهاد سازندگی و سپس در کمیته امداد امام‌خمینی (ره) فعالیت داشت که به مناطق محروم می‌رفت. با آغاز جنگ به جبهه روی آورد و با دریافت حکم ماموریت از سپاه پاسداران در کرمانشاه، رهسپار خرمشهر شد. خانم ناهیدی پیرامون رویداد اسارت خود می‌گوید:

روایت ۵ اسیر زن ایرانی در زندان‌های بعثی

شب ۱۹مهرماه۱۳۵۹ با شهید صادقی، معاون درمانی استان هرمزگان قرار گذاشتیم. دو گروه و به نوبت هر گروه ۲۴ساعت به زخمیان خط‌مقدم جبهه خرمشهر برسیم. روز بیستم مهرماه نوبت من بود. عراقی‌ها به‌شدت تمام جبهه‌ها را می‌کوبیدند. یک آمبولانس برداشتیم و راهی خط‌مقدم شدیم. هیچ‌کدام به منطقه آشنا نبودیم و نمی‌دانستیم که تمام شهدا و مجروحان به دست عراقی‌ها افتاده‌اند. در ساعت ۹صبح بیستم مهرماه بود که من همراه چهار سرباز دیگر در خط مقدم اسیر عراقی‌ها شدیم. اولین زن اسیر دست بعثی‌ها بودم. همه بعثی‌ها برای این پیروزی با هلهله و شادی تیر‌های هوایی شلیک می‌کردند. بعثی‌ها تصور می‌کردند یک مهره مهم از ارتش ایران را دستگیر کردند و بازجویی‌های مداوم چه در پشت خط‌مقدم و چه در پادگان تنومه ادامه داشت. بعد از چند روز خواهر دیگر را نیز در جاده‌های آبادان-ماهشهر اسیر کردند. چند شب قبل از اینکه به بغداد منتقل شویم ما را برای بازجویی به سازمان امنیت عراق بردند. هر چهارنفر ما را در سلول سرخ سازمان امنیت و زندان الرشید بغداد زندانی کردند. ۱۹ماه در زندان انفرادی با هم بودیم و هیچ‌گونه ارتباطی با خارج از سلول نداشتیم. آنجا توانستیم با ضربات مورس که یاد گرفته بودیم، با اسرای سلول‌های همسایه ارتباط برقرار کنیم. در یکی از سلول‌ها چند خلبان بودند و از حقوق اسرا خبر داشتند، فهمیدیم که حقوق‌مان تا چه حد پایمال شده است.

سعی کردیم با رییس زندان و رییس سازمان امنیت در کسب حقوق اسرا ارتباط برقرار کنیم، اما موفق نشدیم. یک روز برای یک‌سری تغییرات ما را از سلول سرخ به سلول شماره۱۹ بردند. برحسب اتفاق، یک تکه سرامیک شکسته کوچک پیدا کردیم و به زحمت نام و شماره‌تلفن و آدرس‌های را روی دیوار سلول حک کردیم. ما مفقودالاثر بودیم و این کار ما می‌توانست سایر اسرا را که بعد‌ها به این سلول می‌آمدند از حضور ما مطلع سازد و همین کار موجب شد چند نفر از برادران اسیر آدرس ما را ببینند و بعد از انتقال به اردوگاه خبر زنده بودن ما را از طریق صلیب‌سرخ به خانواده‌های‌مان برسانند.

روایت ۵ اسیر زن ایرانی در زندان‌های بعثی

باز هم امام رضا (ع) ضمانت کرد
با پافشاری کردن در گرفتن حقوق خود به‌عنوان اسیر جنگی، رییس زندان و رییس سازمان امنیت عراق را به اعتصاب غذا تهدید کردیم و سرانجام از اول اردیبهشت‌ماه۱۳۶۱ اعتصاب خود را آغاز کردیم. هشت روز اول فقط آب می‌خوردیم، اما بعد از آن دست به اعتصاب کامل زدیم. حال یکی از خواهر‌ها به‌شدت بد شد که به اصرار ما به او سرم زدند. رییس سازمان امنیت عراق از ما خواست این اعتصاب را بشکنیم، اما قبول نکردیم. همه ما را به بیمارستان نظامی بردند و می‌خواستند به ما سرم وصل کنند، اما قبول نکردیم. سرانجام به‌زور سرم را به ما وارد کردند. بعد از اینکه نامه‌های ما را از طریق صلیب سرخ برای خانواده‌ها نوشتیم، اعتصاب غذا را شکستیم.

ما را به اردوگاه موصل و سپس انبار منتقل کردند که ۲۰ماه از اسارت ما در آنجا گذشت. در اردوگاه سر همه ما را تراشیده بودند. فشار و شکنجه بر چهره افراد دیده می‌شد. دورانی که در آن اردوگاه داشتیم سراسر تجربه بود و آزمایش. رژیم عراق تصمیم گرفته بود برای ۲۲بهمن یک‌سری عملیات بمب‌گذاری در ایران داشته باشد و برای این کار عده‌ای جاسوس و خرابکار بفرستد برای ردگم‌کردن، ناچار عده‌ای از اسیر‌ها را آزاد کردند و جاسوسان خود را همراه اسرا به ایران فرستادند. ۱۹۰نفر آزاد شدند؛ اما چهار نفر نیز در میان آن‌ها بودیم یک روز مادر من به مشهد مقدس می‌رود از امام‌رضا (ع) معجزه‌ای می‌خواهد که به فاصله یک هفته از این توسل مرا به خانه بازگرداندند.

روایت ۵ اسیر زن ایرانی در زندان‌های بعثی

رژیم عراق تصمیم گرفته بود برای ۲۲بهمن یک‌سری عملیات بمب‌گذاری در ایران داشته باشد و برای این کار عده‌ای جاسوس و خرابکار بفرستد، برای ردگم‌کردن. ناچار عده‌ای از اسیر‌ها را آزاد کردند و جاسوسان خود را همراه اسرا به ایران فرستادند.

منبع: صبح نو 

انتهای پیام/

پیام رسان های باشگاه خبرنگاران - پایین شرح خبر
اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
نام:
ایمیل:
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
* نظر:
نظرات کاربران
انتشار یافته: ۲۰
در انتظار بررسی: ۰
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۳:۳۲ ۰۳ خرداد ۱۴۰۱
درود بر همه اسراوجانبازان واپثار گران وشهدا
Iran (Islamic Republic of)
باسط
۱۰:۰۰ ۰۹ بهمن ۱۴۰۰
سلام، ایثار و فداکاری نفر اول و اخر ندارد همه اول ودر صدر هستند وبه انان وخانواده های محترمشان تعظیم می نمایم اما به تاریخ های اسارت عزیزان دقت فرمایید خانم خدیجه میرشکار ۷مهرماه ۵۹ وخانم ناهیدی ۲۰ مهر ماه ۵۹ به اسارت نیروهای دشمن بعثی گرفتار شدند لطفا روشنگری نمایید متشکرم
Iran (Islamic Republic of)
آشنا
۰۲:۰۹ ۰۹ بهمن ۱۴۰۰
درود براین شیر زنان شجاع که در تاریخ ایران کهن از این شیرزنان کم نداریم . مثل بانوان پرستار که هم اکنون شجاعانه و دور خانواده در مقابل این ویروس لعنتی در بیمارستانها به هم وطن های خود کمک می کنند. درود بر شما شیر زنان ایران زمین
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۲۰:۵۲ ۰۸ بهمن ۱۴۰۰
درود بر شما شیرزنان
Iran (Islamic Republic of)
حقیقت
۲۰:۴۵ ۰۸ بهمن ۱۴۰۰
برای چی سعی میکنین واقعیتو بپوشونین این عراقیا حمله کردن به ایران جوری وانمود نکنین عراقیا دوست ایرانن
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۲۰:۴۲ ۰۸ بهمن ۱۴۰۰
درود بر شیر زنان ایرانی
زنانی که برای آزادی ایران و ارزشها فداکاریها کردند
کاش امثال منی بتوانیم از آنها درس بگیریم.

و حیف که زنانی را می بینم که برای حفظ حرمت این
فداکاریها و ایثارها تحمل نگهداشتن یک روسری را
ولو برای حفظ هنجار جامعه و احترام به حقوق هموطنانشان ندارند.
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۲۰:۳۰ ۰۸ بهمن ۱۴۰۰
باعث افتخار است که هم وطن شما شیرزنان باشیم
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۲۳:۵۷ ۰۷ بهمن ۱۴۰۰
درود بر همه زنان پاک و ایمانی و استوار و ِغیور شیعه ایرانی و جهانی
Iran (Islamic Republic of)
حمید
۲۳:۲۳ ۰۷ بهمن ۱۴۰۰
سلام و درود خداوند به این عزیزان. زنده باد آزادی . من ۴ سال اسیر عراقیها بودم. خواهشا نگویید بعثی . ایران با عراق در جنگ بود ایرانی با عراقی... لعنت بر صدام و صدامیان درود خداوند بر آیت الله خامنه ای رهبر عزیزم...
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۲۲:۴۲ ۰۷ بهمن ۱۴۰۰
کتاب من زنده ام نوشته خانم معصومه آباد رو بخونید روایت روزهای اسارتشون هست.خیلی کتاب جذابی هست
Iran (Islamic Republic of)
ایرانی
۰۱:۰۱ ۰۹ بهمن ۱۴۰۰
فایل این کتاب رو ارسال کنید لطفا
Canada
ناشناس
۲۰:۳۴ ۰۷ بهمن ۱۴۰۰
همیشه شیر زن های ایران زمین درخشیده اند
و باعث افتخارمان شده اند
پیشرفت روز افزون وطن مان مدیون این خود گذشتگان است
از خود گذشتند تا به حق برسند با کارنامه مثبت
Iran (Islamic Republic of)
رامین
۱۶:۱۰ ۰۷ بهمن ۱۴۰۰
درود بر این زنان سرزمینم
Iran (Islamic Republic of)
محمدصالح چگینی
۱۵:۱۴ ۰۷ بهمن ۱۴۰۰
چه تلخ است که برادرخواهرایمانی اش رابه تحریک حکومت های فاسدحامی بی جواب راحبس کند
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۵:۵۹ ۰۷ بهمن ۱۴۰۰
منظورت بی حجاب بود ؟ عجیبه که اسلام برای شما خلاصه شده در حجاب کاش کمی اهل مطالعه بودی
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۵:۰۷ ۰۷ بهمن ۱۴۰۰
آخرش چه شد؟؟؟
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۶:۰۳ ۰۷ بهمن ۱۴۰۰
آخرش آزاد شدند نفهمیدی ؟
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۷:۴۶ ۰۷ بهمن ۱۴۰۰
بعد چهار سال آزاد شدند.
Iran (Islamic Republic of)
ناشناس
۱۴:۰۵ ۰۸ بهمن ۱۴۰۰
بی شرفا تجاوز کردند خواهر.مهمه.بگین
جنگ.شوخی.نیست.واقعیته
Iran (Islamic Republic of)
مبین
۱۹:۵۰ ۰۸ بهمن ۱۴۰۰
آخرش تموم شد
آخرین اخبار
پیام رسان های باشگاه خبرنگاران - پایین شرح خبر
پیام رسان های باشگاه خبرنگاران - پایین شرح خبر